امكان اشتباه ملازم است. خطاي ثابت ننگآور نبود. تكميل مثلثات با مهارت و اصالت زياد ادامه يافت. به ابزار جديدي به نام اسطرلاب كروي، توجه زيادي مبذول شد. اثر بتاني نقطهٴ اوج اين فعاليت شگفتانگيز بود.
اين همه در مورد اسلام بود. در همان زمان در بقيهٴ نقاط جهان چه ميكردند؟ هيچ. تنها مطلب جالب در غرب بسط نظريهٴ زمين - خورشيد مركزي هراكليدس، در مورد دو سيارهٴ ديگر بود، توسط اريگنا. ولي اين هم چيزي بيش از گُندهگويي تصادفي يك فيلسوف جسور نبود و آن را نميشد يك كشف نجومي به حساب آورد.
5. كيمياگري و فيزيك اسلامي، فنآوري چيني. بنابر روايات اسلامي، ذوالنون كيمياگر بود، ولي يقين است كه كيمياي اين صوفي بسيار شبيه كيمياي تائويي بوده است؛ اين علمي مابعدالطبيعي و مجازي بود كه با تجربه چندان، يا هيچ، سر و كاري نداشت. ظاهراً جاحظ پارهاي اطلاعات شيميايي داشته است، مثلاً ميدانسته كه چگونه به وسيلهٴ تقطير خشك امعا و احشاي حيوانات ميتوان آمونياك به دست آورد، ولي خطاست اگر او را شيميدان بخوانيم. از طرف ديگر، رازي، پزشك بزرگ، بيشك يك شيميدان واقعي بود: او رسالههاي متعددي در شيمي نوشت، تعدادي از ابزارهاي شيميايي را توصيف كرد، كوشيد تا اجسام كاني را طبقهبندي كند، و حتي بر آن شد تا معلومات شيميايي خود را در پزشكي مورد استفاده قرار دهد. او را ميتوان نياي دورِ پزشكْ - شيميدانانِ سدهٴ شانزدهم دانست. او فيزيكدان هم بود، و از تعادل مايعات براي تحقيق در وزن مخصوص استفاده كرد. نيريزي رياضيدان رسالهاي در پديدههاي جوي نوشت.
قديمترين كتاب چاپي موجود نسخهاي از ترجمهٴ چيني سوتراي الماس است كه در 11 ماه مه868 براي توزيع مجاني چاپ شده است. قديمترين اشارهٴ صريح به باسمهٴ چوبي در آثار مكتوب، متني چيني مربوط به سال 883 است.
5 مكرر. زيستشناسي اسلامي. مسلمانان به تاريخ طبيعي علاقهٴ كمي داشتند، آنان مسلماً تاريخ طبيعي را به خاطر نفس آن مطالعه نميكردند، ولي بسياري از افكار آن زمان را راجع به موضوعات زيستشناسي بايد در تأليفات ادبي و تاريخيشان جستجو كرد. بهترين مثال آن كتابالنبات از تأليفات دينوري مورخ است. هدف از اين اثر در وهلهٴ اول جنبهٴ لغوي آن بود، ولي حاوي اطلاعات بسيار گرانبهايي براي مورخ گياهشناسي است. كتابالحيوان جاحظ هم معدني از اطلاعات است، هرچند بيشتر آن به جاي جانورشناسي از فرهنگ عاميانه اخذ شده است.
6. سياحت و اكتشاف فرانسوي و اسكانديناوي. جغرافياي انگليسي و اسلامي. برنار فرزانه در حدود 869 مصر و فلسطين را سياحت كرد و شرحي از سفر خويش نوشت.
ايسلند در سالهاي شصت به وسيلهٴ دريانوردان متعدد اسكانديناوي كشف (يا از نو كشف) شد. مقارن سال 874 يك كوچنشين نروژي در ريكياويك تأسيس شد.